تبلیغات
مجنون بى لیلا - می نویسم

مجنون بى لیلا

می نویسم

برای تو می نویسم که بودنت خزانی سرد بارانی و نبودنت بهاری دلپذیر است تویی که تصور


حضورت سینه پر رنگ کاغذم را نقش سیاه غم می زند

 

در کویر به وجود آمده قلبم به دست تو از تو برای تو می نویسم ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی


نمی کردم  تا مثل طوفان هرروزم را ویران کنی


آن گاه زمان را با سرعت به حرکت وا میدارم و به زمان مرگ تو می اندیشم به روزی که تمام شهر


را چراغان می کنم و به همگان تبریک خواهم گفت  و بر صورت نفرت انگیزت می لغزیدم


ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم تا شاید جاده ای دور بوی طبخ حلوایت را


با تمام وجود حس کنم تا شاید مرهمی شود برای تمام دردهایی که از تو دارم




[ جمعه 14 تیر 1392 ] [ 01:22 ق.ظ ] [ ] [ نظرات() ]