تبلیغات
مجنون بى لیلا - نشانی

مجنون بى لیلا

نشانی

نشانی از جوانیم نمانده و دیگر چیزی از آن رویاهای شبانه و آرزوهای بزرگ و کوچک اگر زمانی


مرگ ، این دوست دیرینه و همراه مرا در آغوش کشید بر من نگریید که به هرچه خواسته ام رسیده ام…


مفهوم دنیا تنهایی بود که یافتمش مفهوم زندگی سختی و گرفتاری بود که در تمام عمر همراهم بود.


روزها در همچون تشنگان در کویر که در پی آب می گردند به دنبال خوشبختی می گشتم و شب ها


خسته و رنجور به امید فردا به خواب می رفتم عشق در بی نهایت معنی می گرفت پس جسم محدود


و فانی سدی بود که باید از آن می گذشتم و دنیا چیزی جز عدم برایم نبود.


بهای این مفاهیم را با جوانیم پرداخته ام و اکنون با شن ، سنگ و دریا هم خانه ام سراغم را از


آنهایی بگیرید که در دنیا خلاصه نمی شوند دیگر باید بروم باید بروم به آن دور دست ها در خلوت


خودم صدایی مرا می خواند خوب گوش کن  انگار که دریا مرا می خواند و امواج با آمدنشان به


ساحل مرا می خوانند به سوی خود و به یک مهمانی دعوتم می کنند.


راستی فراموش نکن ، وعده ی دیدارمان ساحل دریای وجود و عدم از ابتدای جاده جوانی که راه


بیفتی و بیایی تا انتهای آن به یک دو راهی خواهی رسید.


نگران راه و بیراه نباش به ندای دلت که گوش کنی راه و بیراه را تشخیص خواهی داد


نترس و بیا



[ جمعه 13 اردیبهشت 1392 ] [ 01:25 ق.ظ ] [ ] [ نظرات() ]