تبلیغات
مجنون بى لیلا - عروسک

مجنون بى لیلا

عروسک

وقتی که اسم عروسک رو می شنوم به یاد دختربچه ها و حتی شاید دخترهای جوان می افتم .غافل از

اینکه من یک عمر شدم عروسک قصه‌ی تو، قصه ای که بواسطه خیانت تو سوگ نامه شد.


ولی دیگه ....در دنیای کاغذین تو من عروسک نیستم که وقت و بی وقت به هر آهنگ تو برقصم


لب های خندانت را ببینم ، بخندم ،چشمهای خواب آلودت را ببینم و چشمهایم را ببندم ،که تو با

احساساتم بازی کنی .من اگر مدتی همبازی تو شدم و اگر چند روزی هستی ام را ابه ت دادم اگر تمام

احساسم را به پای تو ریختم و صادقانه هر چی داشتم با تو در میان گذاشتم و تو را محرم به اسرارم کردم

از سادگی ام نبوده، از زرنگی ام نبوده، از جسارتم بوده که در حق خودم کردم.از ظلم بزرگی بوده 

که در حق دلم کردم . ظلم در حق لحظه هایی که در روزها و شب های با تو بودن حرام شد. در حق 

زندگی که با لبخند آغاز و با خودسری من و خیانت تو تموم شد. این دل مشغولی تا دیرگاه دوام یافت

اینک از تو می پرسم ، از تو ای دوست دیروز من و دشمن امروزمن در این بازی گناه آلود ممنوع؛

چه کسی تاوان این شکست بزرگ را خواهد پرداخت.چه کسی تاوان دل شکسته ام را خواهد داد.


این من رانده از همه کس ،از همه جا.این منم آواره در شهر بی کسی دست های خالی من که دیگر


خاطر خواهی ندارد. چه چیزی آینده مرا بعد از این گذشته خاکستری تضمین خواهد کرد


چه کسی روزهایی را که با تو گذراندم به من باز خواهد گردادند. جوانی ،غرورم و .......


تنها در غار تاریکی که برای خروج راهی ندارد مانده ام ، تنها با کوله باری از پشیمانی

آری که شجاعانه به اشتباهم اعتراف می کنم اگر چه دیر اما اعتراف می کنم .تو نیز اعتراف کن

و قول بده که کاری که با من کردی با دیگران نمی کنی و آنها را به بازی نمی گیری بگو که 

قصه هایت را زیر باران نمی گذاری بگوغصه هایت را برای کسی بازگو نمی کنی تا او را جذب

خود کنی دلبسته هایت را برای مدتی دوست نمی داری و مثل تمام آدم های پشیمان غصه هایت را 


در گلدان می کاری تا عبرتی باشد برای دیگران اما بعید می دانم از من که گذشت .....


اما تو پست تر از آنی که از عاداتت دست برداری پست تر از سگان ولگرد هستی.


[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 02:25 ق.ظ ] [ ] [ نظرات() ]